Thursday, August 10, 2017

محمد قرائی: یادی ازیک شهید سرفراز

آخرین بارکه اورا دیدم پس ازشهادت سرداربزرگ خلق موسی خیابانی و یاران دلاورش بود. بغلم کرد وهای های گریست... لحظاتی بعد بسرعت خودش را یافت وغرید که انتقامشان را خواهیم گرفت. درآن شب سرد و سیاه زمستانی مثل همیشه دستانم را بگرمی فشرد وسرود خوانان دردل شب پرخطرشهر فرورفت.
چند روز بعد توسط سپاه دستگیر شدم و پس از پذیرایی های مقرراولیه در مقر کوهسنگی مرا به کمیته مرکزی مشهد انتقال دادند. ساختمان کمیته مرکزی همان ساختمان حزب رستاخیز سابق بود که در خیابان ارگ ...


No comments:

Post a Comment